یکی از مسائل مهم در مباحث خانواده،موضوع خواستگاری از دختران است که این مسئله در بین جنبش های زنان و مدافعان زنان در جامعه در این چند دهه گذشته تبدیل به مسئله مهمی شده است و آن را نشانه وسیله بودن زنان برای مردان می دانند که در اینجا مردان نقش شخص خریدار را بازی می کنند که میخواهد یک جنسی از فروشگاه خریداری کنند. اما در مقابل موافقان مسئله خواستگاری را نشانه بزرگی و عزت زنان است که مردان مجبور می کنند در برابر عزت و با ارزش بودن زنان تسلیم شوند.
کد خبر: ۹۳۱۵۱۰
تاریخ انتشار: ۲۲ دی ۱۳۹۹ - ۲۲:۰۰ 11 January 2021
به گزارش تابناک کردستان، ما هم در این خصوص در یادداشت‌های گذشته در حوزه خانواده اشاره کردیم که زنان در جوامع اسلامی صاحب حق و شخصیت هستند و نباید به عنوان وسیله به آن‌ها نگاه کرد و اگر در جوامع غربی زنان نقش وسیله بودن را بازی می‌کنند به دلیل نگاه و جهان بینی کلیسا و پاپ‌ها هستند که بخاطر بیرون کردن حضرت آدم در بهشت هست که طبق نظر آن‌ها همسر حضرت آدم یعنی حوا را مقصر می‌دانند. کلیسا عقیده دارند که حوا حضرت آدم را فریب داد تا میوه را بخورد و به همین دلیل ما امروز کفاره حوا را می‌دهیم. این نگاه و بینش غلط و اشتباه تا امروز برای زنان در جوامع غربی مسائل و مشکلات زیادی را بوجود آوردند. حتی قانون غلط و اشتباه به نام قانون همجنس گرایی هم به دلیل این نگاه و جهان بینی نسبت به زنان هستند. وقتی چنین نگاهی نسبت به زنان وجود داشته باشد باید انتظار داشته باشیم که زنان بیشتر نقش وسیله بودن را بازی کنند.
نمونه بارز این ادعای ما فیلم‌های و شبکه‌های بزرگسالان در جوامع غرب است که زنان را صرفا به عنوان وسیله در اختیار عیش و نوش مردان قرار می‌دهند، ولی نکته جالب اینجاست که وسیله بودن زنان را تحت عنوان "دفاع از آزادی زنان" قرار می‌دهند، ولی صاحب نظران غربی باید جواب بدهند که این آزادی چه نقشی در شخصیت زنان دارند؟ چقدر این نوع آزادی زنان را صاحب حق و شخصیت می‌کنند؟ اگر جوامع غربی دنبال آزادی زنان هستند باید برای مقدمه نگاه منفی و گناهکار بودن زنان در مورد مسئله بیرون کردن حضرت آدم را تغییر بدهند. نمیتوان ادعای دفاع از آزادی زنان را داشت، ولی هنوز آن‌ها به عنوان گناهکار بزرگ این دنیا شناخت و حتی برای شکنجه و اذیت کردن زنان از ازدواج کردن با آن‌ها صرف نظر کرد و به سمت قانون همجنس گرایی رفت. هر چند خانواده در جوامع غربی شکل گرفته است، ولی مبانی این نوع خانواده همچنان براساس گناهکار بودن زنان قرار دارد و از صاحب حق و شخصیت داشتن زنان در خانواده متاسفانه خبری نیست.
این مقدمه‌ای بود تا نشان دهیم که زنان در این جوامع غربی بیشتر وسیله هستند تا یک انسان صاحب شخصیت و حقوق. اما مسئله خواستگاری از زنان در دین اسلام برای توجه به این نکته است که زنان هم دارای شخصیت و صاحب حق و حقوق هستند و نمیتوان بدون اجازه او در مورد جنبه‌های زندگی نظر یا دخالت کرد. اما مخالفان عقیده دارند که خواستگاری از زنان باعث شده است که زنان از لحاظ شخصیت دچار تعارض شود و بیشتر نقش وسیله بودن را پیدا کنند. این سخن متاسفانه از پایه و اساس صحیح برخوردار نیست. زیرا خواستگاری نشان از این دارد که زنان هم حق انتخاب کردن و اظهارنظر دارند و نمیتوان برای آن‌ها تعیین تکلیف کرد.
خیلی جالب است که مدافعان حقوق زنان هر روز به دنبال دادن شخصیت به زنان هستند و میخواهند جامعه حق انتخاب کردن و قبول اظهار نظر زنان را به رسمیت بشناسد، اما در مورد خواستگاری میگویند زنان از لحاظ شخصیت دچار تعارض میشوند. اگر مدافعان حقوق زنان دنبال ایفای نقش زنان در جامعه هستند باید قبول کنند که خواستگاری هم یک نوع ایفای نقش در جامعه است و آن تشکیل خانواده است. نهاد خانواده همانند دیگر نهاد‌های سیاسی و اجتماعی باید شخصیت و صاحب حق و حقوق زنان را به رسمیت بشناسد و برای زنان حق انتخاب و اظهار نظر قائل شود. اما مدافعان به اصطلاح حقوق زنان صرفا در بیرون از خانواده برای زنان شخصیت و صاحب حق و حقوق می‌دانند در حالی که زنان هم همانند مردان از دو جنبه درونی و بیرونی برخوردار هستند و باید در تشکیل خانواده و ساختن جامعه شخصیت و صاحب حق و حقوق باشند.
به همین دلیل خواستگاری از دختران و زنان به دلیل احترام به حق انتخاب و اظهار نظر دادن آن‌ها در تشکیل خانواده است و هیچ وقت نشانه وسیله شدن برای مردان نیست، اتقاقا اگر مردان بدون خواستگاری از زنان و دختران آن‌ها را مجبور به تشکیل خانواده کنند نشانه وسیله شدن زنان خواهد بود. از طرف دیگر خواستگاری از زنان باعث شده است که زنان قدر و ارزش خودشان را بهتر بشناسد و این شناختن به معنی و سیله شدن زنان نخواهد بود، بلکه این شناختن و معرفت از نفس خود باعث آگاهی از شخصیت و حق و حقوق افراد خواهد شد. در کشور‌های غرب کل تلاش و کوشش مردان بر روی این نکته است که زنان خودشان را نشناسند و نسبت به نفس و درون خودشان آگاهی و معرفت نداشته باشند، به همین دلیل از عناوین آزادی و حقوق زنان استفاده می‌کنند تا وسیله بودن زنان را توجیه عقلی و به اصطلاح انسانی کنند.
اما واژه خواستگاری به معنی درخواست کردن برای انجام کاری است که جواب منفی و مثبت در هر نوع درخواستی میتواند وجود داشته باشد. اگر خواستگاری از دختران به معنی و سیله بودن تفسیر شود، پس انسان هر روز به چشم وسیله به دیگران اعم از پدر و مادر و ... نگاه می‌کنند، زیرا انسان هر روز از خانواده و دوستان درخواست انجام کاری دارند پس همه ما وسیله‌ای برای یکدیگر هستیم.
از طرف دیگر مردان در بخش‌های مختلف اجتماعی از زنان و دختران درخواست‌ها و خواستگاری‌های زیادی دارند، ولی هیچ کدام از این درخواست‌های از نظر مدافعان حقوق زنان به معنی وسیله شدن زنان تفسیر نمیشود، بلکه به عنوان ایفای نقش مثبت برای زنان در نظر می‌گیرند و در مقابل زنان و دختران در نظام اجتماعی از مردان خواستگاری و درخواست‌های برای انجام کار‌های را دارند، ولی چرا در باب تشکیل خانواده باید مردان از زنان خواستگاری کنند؟ خیلی از افراد این سوال را مطرح می‌کنند که زنان در نظام اجتماعی با جواب‌های منفی از سوی مردان مواجه میشوند، اما چرا صرفا در مورد مسئله تشکیل خانواده باید مردان از زنان خواستگاری کنند؟ اگر زنان در بخش‌های مختلف جامعه از مردان درخواست‌ها و خواستگاری‌های زیاد دارند چرا در مورد ازدواج از مردان خواستگاری نکنند؟
در اینجا باید اشاره کرد مسئله تشکیل خانواده با دیگر مسائل نظام اجتماعی متفاوت است. نهاد خانواده زیربنا دیگر نهاد‌های اجتماعی محسوب میشود و هر دو آن‌ها فقط در خانواده میتوانند نیاز‌های جنسی و غیر جنسی را برطرف کنند، در حالی که در مابقیه بخش‌های مختلف نظام اجتماعی هر گونه جواب منفی برای زنان تاثیر سختی نخواهد داشت، از طرف دیگر زنان و مردان از لحاظ درونی یکسان نیستند و باید به فطرت هر کدام از آن‌ها توجه کرد.
مشکل مدافعان زنان دقیقا اینجاست که می‌گویند زنان و مردان هر دو انسان هستند و نباید بین آن‌ها تفاوت قائل شد. به عبارت دیگر این مدافعان متاسفانه تفاوت بین زنان و مردان را نشانه تعارض و ستم بر علیه زنان می‌دانند، در حالی که وجود تفاوت به معنی داشتن شخصیت و نظام حقوقی مستقل برای زنان و مردان محسوب میشود. وقتی بین زنان و مردان تفاوت وجود نداشته باشد مسئله به رسمیت شناختن زنان مورد سوال قرار می‌گیرد. اگر تفاوت بین زنان و مردان وجود نداشته باشد پس نظام حقوقی زنان چگونه شکل می‌گیرد؟ نمیتوان نظام حقوقی زنان را براساس مردان ایجاد کرد بلکه زنان به دلیل داشتن تفاوت با مردان دارای نظام حقوقی متناسب با خودشان هستند و این نشان می‌دهد که زنان صاحب شخصیت و نظام حقوقی مستقل از مردان هستند. اگر سخن مدافعان زنان مبنی بر عدم تفاوت بین زنان و مردان درست و صحیح باشد باید از این عزیزان سوال کرد که چرا شما اعتقادی به ستم و ظلم بر علیه زنان دارید؟ شما که می‌گوید بین زنان و مردان تفاوتی وجود ندارد پس چرا ستم و ظلم بر علیه زنان را به رسمیت می‌شناسید؟ انسان وقتی چیزی را به رسمیت می‌شناسد که دارای شخصیت و صاحب حق و حقوق باشد وگرنه انسان بدون شخصیت و صاحب حق نباید آنقدر بر دیگران مهم باشد.
اما ما هم عقیده داریم که هر دو آن‌ها انسان هستند، اما تفاوت بین زنان و مردان در جنس نیست در نوع آنهاست. از لحاظ جنس هر دو آن‌ها یکی هستند یعنی در جایگاه انسان قرار دارند، ولی از لحاظ نوع بین آن‌ها تفاوت وجود دارد. نوع زنان با نوع مردان یکی نیست، مدافعان زنان تفاوت بین نوع را قبول ندارند و فقط می‌گویند آن‌ها از لحاظ جنس انسان هستند بدون اینکه به نوع و محتوای زنان و مردان اعتقادی داشته باشند.
اگر ما تفاوت نوع زنان و مردان را قبول نکنیم باید هر روز منتظر ظلم‌ها و ستم‌های زیادی نسبت به زنان باشیم، زیرا این عدم تفاوت باعث میشود که مردان زنان را زیر ستم خودش قرار بدهند و به زنان بگویند، چون از لحاظ نوع با من تفاوتی ندارید پس باید همانند من باشید. امروز اگر در جامعه ما ستم و ظلم بر زنان در جریان است بخاطر این طرز تفکر غلط و اشتباه است که زنان و مردان از لحاظ جنس تفاوتی ندارند و هر دو آن‌ها باید وظایف یکسان و مشابه انجام دهند، در حالی که زنان و مردان نسبت به یکدیگر وظایف مشابه و یکسانی انجام نمی‌دهند بلکه وظایف مکمل باید انجام دهد، و مسئله خواستگاری مردان از زنان هم وظیفه مکمل محسوب میشود که هر دو آن‌ها برای تشکیل خانواده نسبت همدیگر انجام می‌دهند. در اینجا زنان به دلیل تفاوت در نوع و محتوا و ماهیت از وسیله شدن برای مردان در امان خواهند بود و عنوان وسیله شدن زنان زمانی تحقق پیدا می‌کند که زنان را بدون محتوا و ماهیت تصور کنیم در آن صورت بین زنان و مردان تفاوتی وجود ندارد در نتیجه زنان میتوانند نقش وسیله را برای مردان داشته باشند.
اما اگر زنان و مردان از لحاظ نوع تفاوتی نداشته باشند پس چرا زنان و مردان ازدواج می‌کنند؟ وقتی هر دو آن‌ها تفاوتی با هم ندارند مسلما دلیلی هم وجود ندارد که ازدواج را انجام دهند. وقتی زنان دقیقا همانند مردان هستند و مردان هم دقیقا همانند زنان باشند از لحاظ عقلی و منطق نیازی به ازدواج پیدا نمی‌کنند، زیرا هیچ کدام از آن‌ها احساس نیاز به یکدیگر ندارند.
به عنوان مثال دو انسان که مذکر هستند و تفاوتی بین آن‌ها وجود ندارد چرا آن‌ها باید با یکدیگر ازدواج کنند؟ هر دو آن‌ها مستقل از یکدیگر هستند و از لحاظ درونی و بیرونی مکمل یکدیگر نخواهند بود، در حالی که قبول کردن تفاوت بین زنان و مردان شرط اول شکل گیری ازدواج و تشکیل خانواده است، زیرا زنان و مردان باید نسبت به یکدیگر احساس نیاز متقابل داشته باشند.
اما امروز در کشور‌های غربی ازدواج همجنس گرایی را انجام می‌دهند و اسم آن را دفاع از آزادی و حقوق بشر گذاشتند در حالی که از لحاظ عقلی و منطق این ازدواج همجنس گرایی غلط و اشتباه است، زیرا بین دو نفر مذکر از لحاظ جنس و نوع تفاوتی وجود ندارد و هر دو آن‌ها از لحاظ مذکر بودن هیچ گونه تفاوتی مشاهده نمیشود و نسبت به یکدیگر احساس نیاز نمی‌کنند، پس بر اساس چه معیار و ملاکی باید دو نفر مذکر با یکدیگر ازدواج کنند؟ بنابراین تفاوت بین زنان و مردان از لحاظ نوع به معنی وسیله شدن زنان نیست بلکه به معنی مکمل و در کنار بودن زنان و مردان با همدیگر هستند، به همین دلیل ما عقیده داریم بدون توجه به این مسئله باید شاهد هر چه بیشتر ظلم و ستم بر علیه زنان در جامعه باشیم. جوامع غربی از این لحاظ نمونه آشکاری محسوب میشود.
مختار سلیمانی
منبع: تابناک
اشتراک گذاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار