«قاچاقچیان با افراد صاحب‌منصب استان‌های مرزی جهت قاچاق کالا هماهنگ هستند»
آقای استاندار! چه پایی؟ بیار آنچه داری ز مردی و زور

شیخ اجل، سعدی علیه‌الرحمه، در باب هفتم گلستان آورده است: «سالی از بلخ بامیانم سفر بود و راه از حرامیان، پرخطر؛ جوانی بدرقه همراه من شد، سپربازِ چرخ‌اندازِ سلحشورِ بیش‌زور، که به دَه مردِ توانا کمان او زه کردندی و زورآورانِ روی زمین پشت او بر زمین نیاوردندی ولیکن چنانکه دانی متنعّم بود و سایه‌پرورده، نه جهان‌دیده و سفرکرده؛ رعد کوسِ دلاوران به گوشش نرسیده و برق شمشیر سواران ندیده.

نیفتاده بر دست دشمن اسیر     به گردش نباریده باران تیر

اتفاقاً من و این جوان هر دو در پیِ هم دوان، هر آن دیوار قدیمش که پیش آمدی به قوّت بازو بیفکندی و هر درخت عظیم که دیدی، به زور سرپنجه بر کندی و تفاخرکنان گفتی:

پیل کو تا کتف و بازوی گردان بیند؟   شیر کو تا کف و سر پنجه مردان بیند؟

ما در این حالت که دو هندو از پسِ سنگی سر بر آوردند و قصد قتال ما کردند؛ به دست یکی چوبی و در بغلِ آن دیگر، کلوخ‌کوبی، جوان را گفتم: چه پایی؟

بیار آنچه داری ز مردی و زور    که دشمن به پای خود آمد به گور

تیر و کمان را دیدم از دست جوان افتاده و لرزه بر استخوان!

نه هر که موی شکافد به تیرِ جوشن خای   به روز حمله جنگ‌آوران بدارد پای

چاره جز آن ندیدم که رخت و سلاح و جامه‌ها رها کردیم و جان به سلامت بیاوردیم».

الغرض؛ گویا «بهمن مرادنیا»، یکشنبه 20 مردادماه در محفلی به بهانه روز خبرنگار، گفته رسانه‌ها شفاف تخلفات و اقدامات غیرقانونی مدیران را اعلام کنند تا او با متخلفین برخورد کند(نقل به مضمون).

جالب است همان روزی که جناب استاندار آن سخنان را بر زبان آورده، «سیدعبدالمجید اجتهادی»،  مدیرکل پیشگیری و مبارزه با قاچاق کالا و ارز سازمان تعزیرات حکومتی کشور هم گفته «قاچاقچیان با افراد صاحب‌منصب استان‌های مرزی جهت قاچاق کالا هماهنگ هستند»!

استانداری، گفته متخلفان را معرفی کنید تا برخورد کنم و کسی دیگر که اتفاقاً اهلیت اظهارنظر هم دارد گفته قاچاقچیان با صاحب‌منصبان استان‌های مرزی هماهنگ هستند و از قضا تنها از کردستان هم مستقیماً سخن به میان آورده است؛ حالا اگر کسی تنها همین دو اظهار نظر را کنار هم بگذارد چه توقعی درونش ایجاد می‌شود؟

در صاحب این قلم که هیچ توقعی ایجاد نشده و نمی‌شود! تنها وعده‌های بی‌سرانجام 15 بهمن 96 «مرادنیا» در نخستین نشست به اصطلاح هم‌اندیشی با اصحاب رسانه را مرور می‌کنم و بی‌اختیار حکایت گلستان سعدی در نظرم نقش می‌بندد! به یاد می‌آورم که در آن نشست هم، عالی‌جاهان «بهرام نصراللهی‌زاده» و «حسین فیروزی»، درست همانند نشست 20 مردادماه 98 به ترتیب در دست راست و چپ استاندار جلوس کرده بودند، البته با این تفاوت که حضرات، آن روز داد سخن دادند، این‌بار اما صم ‌بکم! نشستند؛ طبیعی است! آن روز زنگ انشاء بود و این روز زنگ حساب! آن دو این‌بار آنقدر زیرک بودند که چیزی برزبان نیاورند! بماند...

نزدیک به دو سال از انتصاب مرادنیا به عنوان استاندار گذشته و حالا اعلام شده کردستان در مؤلفه «فساد و سوءاستفاده افراد از مقام و موقعیت اداری در دستگاه‌های اجرایی» در بین همه استان‌های کشور رتبه نخست را دارد؛ یک نشانه وجود فساد در استان می‌تواند اظهارات اخیر  مدیرکل پیشگیری و مبارزه با قاچاق کالا و ارز سازمان تعزیرات حکومتی باشد، نمی‌تواند؟ اما مفسد هرکس باشد تفاوتی نمی‌کند مسئولیت نهایی با «بهمن مرادنیا» است.

ظلم و ستم گرچه ز دربان بود        از اثر غفلت سلطان بود

عده‌ای به تعداد قلیل و به اختیار کثیر، بی‌پروا در بی‌اعتنایی به قوانینی چون قانون مدیریت خدمات کشوری، در این چند سال، پست‌های مدیریتی کردستان را چون گوشت قربانی بین خود تقسیم کرده‌اند و حالا هم ظاهراً صاحب مُکنت شده‌اند؛ نتیجه فکر و عملشان هم اعلام رتبه نخست کردستان در فساد است و امثال این گزارش و دیگر هیچ!

با این اوصاف، اگر عده‌ای هنوز با شنیدن اظهارات اخیر استاندار استان‌شان منتظرند جناب مرادنیا با مفسدان و سوءاستفاده کنندگان از مقام و موقعیت اداری در دستگاه‌های اجرایی، با راهزنان اقتصاد کشور و معیشت مردم کردستان برخورد کند، هیچ اشکالی ندارد؛ منتظر باشند!

فرید کریمی

 

آقای استاندار! چه پایی؟ بیار آنچه داری ز مردی و زور